قصه کیروش و چشمی

پروسه تبدیل کردن روزبه چشمی">چشمی به یک مدافع وسط توانا مقوله تازهای نیست و جرقه آن حدود دو سال پیش زده شد. در آن زمان چشمی از یک مصدومیت مزمن رباط صلیبی که وی را به مدت 20 ماه حاشیهنشین کرد، رهایی یافته و سرانجام به تمرینات گروهی استقلال بازگشته بود. کارلوس کیروش در روند بازگرداندن این هافبک بلند بالای تیم ملی امید به تمرینات بزرگسالان به این نتیجه رسید که از او در پست دفاع وسط تست بگیرد، اعتقاد او از همان موقع به سیدجلال حسینی مخدوش شده و سن پژمان منتظری هم بالا رفته بود و سرمربی پرتغالی ایران به هر دلیل معقول و غیرمعقول برخلاف برانکو ایوانکوویچ به این یقین نرسیده بود که از محمد انصاری می توان مدافع وسطی ساخت که در تمامی دیدارهای ملی جوابگو باشد و صحنه را قبضه کند و تنها مهره بیگفتوگو برای او و در منظر سرمربی ما مرتضی پورعلیگنجی بود و لاغیر و هر مدافع وسط دیگری میآورد و حتی پورقاز و کنعانیزادگان، فقط روزها و برخی مسابقات ملی را پر میکردند ولی چیزی فراتر از این برای تیم ملی نمیشدند.
راز پا برجا
امروز که کیروش سیدجلال را خط زده اما محمدرضا خانزاده را حفظ کرده، یکی از دلایل آن امکان استفاده ولو موقتی از این مدافع – هافبک جوان در پست مدافع وسط است اما این راز همچنان پا بر جا است که چرا کیروش مدافعان تخصصی وسط را سرسختانه رد و حتی حسینی پرسپولیسی را حذف میکند و افراد غیرتخصصی را در این پست به بازی میگیرد. سرآمد آنها لااقل از منظر کیروش روزبه چشمی بوده است. این پروژه با تسلیم شدن بسیار آسان و سریع علیرضا منصوریان سرمربی وقت استقلال تهران مقابل خواسته کیروش کلید خورد. کیروش از علی منصور خواست حالا که استفاده از چشمی در پست مدافع وسط تیم ملی در دستور کار وی قرار دارد، او نیز از چشمی در بازیهای استقلال در همین پست بهره گیرد تا این بازیکن دو هوایی نشود و به حضور در یک پست خو گیرد و همیشه در خط و سیر یک مدافع وسط باشد و چون منصوریان ارادتی بیش از حد به کیروش داشت و دارد این روال پیاده شد و نتایج آن را نیز قطعا میدانید.
مسیری کم ثمر
متهم کردن صرف چشمی در این روند کار درستی نیست زیرا او طبق خواست مربیانش عمل کرده اما در این شکی نیست که مربیان ملی و باشگاهی چشمی وی را به مسیری سوق دادهاند که تا این لحظه نه از وی یک مدافع وسط دلخواه برای تیم ملی ساخته شده و نه استقلال از بابت حضور او در همین پست احساس اطمینان کرده است. پنالتی که او در شهرآورد چندی پیش تهران به رقیب قدیمی آبیها داد و موجب پیروزی یک بر صفر قرمزها شد هر چند با برخی بازیهای قابل قبول او در سایر مسابقات پوشش نسبی داده شد اما در تیم ملی نیز آبی از او در پست «توصیه شده به وی» گرم نشد و دیدار توأم با ناکامی مقابل ترکیه در دوشنبه شب فقط یکی از این موارد بوده است و او هیچگاه با قاطعیتی در این نقطه توپ نزده که ما در بازیهای سایر مدافعان وسط توانا و معروف خود در سالهای قبلی زمامداری کیروش دیدهایم و پژمان منتظری، امیرحسین صادقی و البته سیدجلال حسینی از آن قبیل بودهاند.
در دوران شفر
وینفرد شفر که البته ارادتی همچون منصوریان به کیروش ندارد، به روند دو هوایی شدن چشمی شدت بخشیده زیرا گاهی در هافبک میانی و زمانی نیز در پست مدافع وسط از او بازی گرفته و همین مساله سرگشتگی فیزیکی و بهم ریختگی فکری را در کار چشمی بیشتر کرده است. هیچکس با اطمینان نمیگوید ادامه این روند باعث گل خوردن حتمی تیم ملی در جام جهانی بیست و یکم میشود اما افزایش بخشیدن این احتمال را موجب خواهد شد و چون این تجربهای است که با دست خودمان (مربیان تیم ملی) صورت میپذیرد، پروسهای است که ارزش دوباره اندیشیدن و تصمیمگیریهای ثانویه و حتی مرتبههای بیش از آن را هم دارد.